وبلاگ زندگی

دل سنگ آب شد "رقیه(س)"

حضرت رقیه دختر سه ساله امام حسین (ع) است که خیلی سختی کشیده در فراق پدر که هر کی سختی ها این خانموه سه ساله می شنوگریش می گیره

سختی این دختر سه ساله این است که بعد از این که امام حسین به شهادت رساندن به خیمه ها حمله کردن و گوشواراز گوش سه ساله حسین کشیدن و خانم رو روی خار خاشاک کشیدن حضرت زینب سینه سپر رقیه بود وقتی که می خواستن رقیه تازیانه بزن حضرت زینب نمی زاشت ولی امان از شبی که رقیه باباش خواست سر بریده حضرت امام حسین گذاشتن تو تشت براش اوردن رقیه گفت من که غذا نمی خوام من بابام می خوام عمش حضرت زینب گفت جواب تو توی این تشت است بعد وقتی که پارچه زد کناره دید سر بریده باشه گفت بابا خوش امدی به خرابه رقیه بابا خوش امدی به پیش دخترت بابا چرا با سر امدی بابا کی سرت شکونده خلاصه شروع کرد سر باباش نازکردن خونها سرش پاک کردن وشروع به درد دل کرد گفت بابا دادش کو بابا عمه عباسم کو بابا بابا این بچه ها به من می گن یتم  مگه هر کی که باش رفته سفر یتم میشه بابا خلاصه با باباش صحبت کرد تا این که دیگه صدای رقیه نیمود عمش زینب صدا زد رقیه جواب نیمد صدای زد دختر سه ساله حسین جواب نیمود تا این که دیدی رقیقه کنجه خراب جان داده وقتی غصلاه داشته رقیه می شوست گفت این دختر چرا این جوری چرا پاهش آبله زده چرا بدنش زخمی بعد حضرت زینب گفت که این دختر روی خارو خاشک کشیدن خلاصه هر کی زندگی رقیه می شنه گیرش می گیره ودل سنگ هم آب می شه

+نوشته شده در جمعه ۱۳ دی ،۱۳۸٧ساعت٥:٠٢ ‎ب.ظتوسط محسن زرنوشه | نظرات ()
محرم و حضرت رقیه

رقیه دختر سه ساله امام حسین (ع) هست که در کربلا بعد از شهادت امام حسین کلی دختر سه ساله دشمن این دختر سه ساله روی خار مقیلان کشیدن گوشواره از گوش کشیدن و وقتی باباش خداست سر بریده باش بهش دادن و در گوشه خرابه این دختر سه ساله حسین از دینا رفت .

+نوشته شده در جمعه ۱۳ دی ،۱۳۸٧ساعت۱۱:۳٧ ‎ق.ظتوسط محسن زرنوشه | نظرات ()